تبليغاتX
žдиБε Բîž!к Ộ►

اگر لذت کشف عمیق جهان را بفهمی،اولین گزینه تو فیزیک خواهد بود...(البرت انیشتین)

فيزيكدانان براي اولين بار توانسته‌اند با استفاده از يك ليزر پالس سريع به ثبت اولين لحظات مقاومت الكتريكي بپردازند كه در زمان عبور برق از ميان مدارها به توليد گرما توسط سايش مي‌پردازد.
+ تاريخ Sat 31 Dec 2011ساعت 3:43 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

درختان را دوست می دارم
که به احترام تو قیام کرده اند
و آب را
که مهر مادر توست،

خون تو شرف را سرخگون کرده است:
شفق ، آینه دار نجابتت,
و فلق محرابی
که تو در آن نماز صبح شهادت گزاردی.

در فکر آن گودالم
که خون تو را مکیده است
هیچ گودالی را چنان رفیع ندیده بودم
در حضیض هم می توان عزیز بود
از گودال بپرس!

آه

ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر کرد
که مردنی چنان،
غبطه بزرگ زندگانی شد!

تو را باید تنها در خدا دید
هر کس ،هر گاه ، دست خویش
از گریبان حقیقت بیرون آورد
خون تو از سرانگشتانش تراواست
چندان تناوری و بلند
که به هنگام تماشا
کلاه از سر کودک عقل می افتد

ای خدای گون!

مرگ در پنجه ی تو
بیچاره تر از پروانه یی ست
که کودکان در دست گیرند

و یزید ، بهانه ای.
دستمال پلیدی
که ستم در آن تف شده ست
و در زباله ی تاریخ ؛

فگنده شده ست.

یزید کلمه نبود
دروغ بود
زالویی درشت
که اکسیژن هوا را می مکید.

مخنثی که تهمت مردی بود
بوزینه ای با گناهی درشت:
"سرقت نام انسان"

و سلام بر تو
که مظلوم ترینی
نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
بل از این رو که دشمنت این است

یا ذبیح الله
تو اسماعیل برگزیده ی خدایی
و رویای به حقیقت پیوسته ی ابراهیم


مرگ تو
مبدا تاریخ عشق
آغاز رنگ سرخ
معیار زندگی است

خط تو با خون تو آغاز می شود.
از آن زمان که تو ایستادی
دین راه افتاد

و چون فرو افتادی
حق برخاست.


هیچ شاخه ای نیست
که شکوفه سرخ ندارد
و اگر ندارد
شاخه نیست
هیزمی است ناروا بر درخت مانده

یاثارالله
آن باغ مینوی که تو در صحرای تفته کاشتی
با میوه های سرخ
با نهرهای جاری خوناب
با بوته های سرخ شهادت
و آن سروهای سبز دلاور،
باغی ست که باید با چشم عشق دید

اکبر را
صنوبر
بوفضایل را
و نخل های سرخ کامل را

و رد خونت
راهی
که راست به خانه ی خدا می رود...

ای باغ بینش
ستم ، دشمنی زیباتر از تو ندارد
و مظلوم ، یاوری آشناتر از تو

تو کلاس فشرده تاریخی
کربلای تو
مصاف نیست
منظومه بزرگ هستی است.
طواف است.

پایان سخن
پایان من است
تو انتها نداری!
+ تاريخ Mon 28 Nov 2011ساعت 2:28 AM نويسنده Բîž!к Dдиди

8مهر، مقارنه دو سياره زحل و زهره

 پديده مقارنه دو سياره زهره و زحل در بامداد روز 8 مهرماه رخ خواهد داد كه در اين پديده سياره زحل به نزديك‌ترين فاصله خود به سياره زهره مي‌رسد

به گزارش خبرگزاري مهر، در بامداد روز 8 مهرماه با رخ دادن پديده مقارنه، سياره زهره و زحل در نزديكي يكديگر قرار مي‌گيرند.

در اين پديده كه در ساعت 2:52 دقيقه رخ مي‌دهد، اين دو جرم آسماني در زير افق قرار دارند.

رصد اين پديده نجومي ميسر نخواهد بود چراكه مقارنه سياره‌هاي زهره و زحل در هنگام پايان شفق نجومي رخ مي‌دهد و از آنجايي كه در روز 8 مهر ماه اين دو سياره در افق غربي قرار دارند، رصد اين پديده امكان پذير نخواهد بود.

سياره زهره دومين سياره منظومه خورشيدي است كه ميان زمين و تير (عطارد) قرار دارد. زهره نزديك‌ترين سياره به زمين و بعد از ماه درخشان‌ترين جرم آسماني است كه به هنگام شب از زمين رويت مي‌شود.

زحل يا كيوان نيز پس از مشتري، دومين سياره بزرگ منظومه شمسي و ششمين سياره دور از خورشيد است.

+ تاريخ Mon 26 Sep 2011ساعت 4:1 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

جك ليساور، دانشمند سياره‌شناس و عضو گروه علمي تلسكوپ فضايي كپلر در مركز تحقيقات فضايي اميز ناسا در گفتگو با بخش خبري ناسا گفت: «منظومه سياره‌اي كپلر11 بسيار هيجان‌انگيز است. هم به‌شكل جالبي جمع‌وجور است، هم تخت است (همه سيارات شبيه به منظومه‌شمسي در يك صفحه دوران مي‌كنند) و از همه جالب‌تر اينكه تعداد زيادي از سيارات غول‌پيكر در فاصله نزديكي از ستاره خود دوران مي‌كنند. ما اصلا فكرش را هم نمي‌كرديم كه چنين منظومه‌اي بتواند وجود داشته باشد».


ادامه مطلب
+ تاريخ Sun 21 Aug 2011ساعت 10:37 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

عازم یک سفرم

سفری دور به جایی نزدیک

سفری از خود من تا به خودم

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست

امیدم به خداوندی اوست...

 

+اين ماه پر از بركت رو ب همه مسلمونا تبريك ميگم

التماس دعا..يا علي..!!

+ تاريخ Sun 31 Jul 2011ساعت 7:59 PM نويسنده Բîž!к Dдиди




یک روز در هنگام تور سخنرانی، راننده آلبرت انیشتین، که اغلب در طول سخنرانی او در انتهای سالن می

نشست، بیان کرد که او احتمالا میتواند سخنرانی انشتین را ارائه دهد زیرا چندین مرتبه آنرا شنیده است. برای ا

طمینان بیشتر، در توقف بعدی در این سفر، انیشتین و راننده جای خود را عوض کردند و انشتین با لباس راننده

در انتهای سالن نشست.

پس از ارائه سخنرانی بی عیب و نقص، توسط یک عضو از شنوندگان از راننده سوال دشواری خواسته شده

بود. راننده انشتین خیلی معمولی جواب داد: "خب، پاسخ به این سوال کاملا ساده است. من شرط می بندم راننده

من، (اشاره به انشتین) که در انتهای سالن وجود دارد، می تواند پاسخ این سوال را بدهد."


ادامه مطلب
+ تاريخ Tue 26 Jul 2011ساعت 9:29 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

گروهي از پژوهشگران با استفاده از پودر سراميك فشرده،قادر به ساخت  ليزري كوچك و

پرقدرت به اندازه شمع خودرو شده‌اند كه توانايي  احتراق درون سيلندر را دارا مي باشد. بنابراين

مي توان گفت  عمر 150 ساله شمع خودرو به سر رسيده است.


ادامه مطلب
+ تاريخ Sat 16 Jul 2011ساعت 5:1 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

ب اميد ظهورت شمع ها را ساكت خواهم كرد..

بي نور

بهتر مي توان راه را پيدا كرد!!!

"الـــ ـــلـ ــهمـ عــ ــجلــ لـــولــ ـيكـ اــ ــلــفــرجـ"

 

التماس دعا

Click to view full size image

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

ای خدای بزرگ،

در ازای این شب سیاه در حسرت سپیده تاب آورده ایم،

و سکوت قرنها را در آرزوی آن عزیز از ره رسیده،

و راستی، جز به لطف تو،

گرمی محبت او در قلبهای سردمان چگونه می پاید،

و وسعت نام او در "ســیــنـــه" تنگمان چگونه می گنجد؟

و تو، ای ستاره مهر، ای بهترین،

ای بقیه الله...

دلدادگانت، هر چند سیه کردار، در انتظار پگاه

و عاشقانت، اگر چه شرمسار، اما دیده به راه،

و زبانشان به "ســیــنـــه" سوزیشان گواه،

که:

الی متی احار فیک یا مولای...

+ تاريخ Sat 16 Jul 2011ساعت 4:38 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد

رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم 

يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟ 
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!

با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم 

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه

زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه

صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی 

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم 


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!! 

ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته 

خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم

برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!

میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ... وصایای الیزابت تیلور ...

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم. 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ 
میگه برا کباب؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس

ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پــَ نه پــــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم 

داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم 

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین

بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ 
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم

کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار 
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون

خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...! 

ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم 

نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده

تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم

ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم

از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!

یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!

زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه 
داری تعمیرش میکنی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!
اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی

حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا..... پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه 

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!! 

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

+ تاريخ Mon 11 Jul 2011ساعت 7:47 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

۶ آختراع مهم فيزيك بايد از آنها ترسيد!!!!

۱-بمب اتم

۲-ربات

۳-مهندسي ژنتيك

۴-بيوتكنولوژي

۵-فناوري نانو

۶-شتاب دهنده  ذرات

 

بفرما داخل


ادامه مطلب
+ تاريخ Thu 7 Jul 2011ساعت 11:27 AM نويسنده Բîž!к Dдиди |

فریاد بزن کربلا

من هم با تو همصدا می شوم

تا بگویم

حُسـِـــــــــــیـْـن(ع)

مظلومِ من است..!
 

ميلادتـــ زيبا..!!!!

+ تاريخ Mon 4 Jul 2011ساعت 11:18 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

آيات آهنگين قران

با ساز صداي پيامبر..

همراه با بعثتي باشكوه...

و...

مبعث چ زيبا مي نوازد..!!

 

 

الـ ــتماس  دعا!...

+ تاريخ Wed 29 Jun 2011ساعت 7:35 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

دفترچه خاطراتم را گم کردم

 

حالا مجبورم دوباره از اول شروع کنم

 

اما این بار حتمآ در کلاس اول

 

به سگ کمک میکنم برود بالای درخت

 

یک تصمیم کبری میگیرم

 

همه جا نوبت را رعایت میکنم

 

بشوم مردی مثل دهقان فداکار!

 

                                                      "ارمیا برزین"

+ تاريخ Sun 26 Jun 2011ساعت 1:26 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

 
آيا مي‌دانيد در دماي صفر مطلق (273 – سانتي‌گراد) چه اتفاقاتي مي‌افتد؟ چرا دست‌يابي به اين دما هيچ وقت در عمل امكان‌پذير نيست و چه نقاط يا اجرامي در زمين،‌ يا حتي دنيا وجود دارند كه به اين دما نزديكند؟

ادامه مطلب
+ تاريخ Sat 25 Jun 2011ساعت 4:23 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

خورشید پس از مدت ها سکوت، دوباره فعالیت های شدید خود را از سر گرفته است، به گونه ای که شعله خورشیدی که به تازگی به سوی زمین شلیک کرده، می تواند آسمان زمین را از شفق های شمالی درخشان سازد.

به گزارش مهر، این شعله خورشیدی روز سه شنبه هفتم ژوئن 2011 به سوی زمین شلیک شده و حجم زیادی از ذرات باردار را به درون فضا تزریق کرده است؛ اما رصدخانه دینامیک خورشیدی یا SDO این شعله را تحت نظر داشته و متخصصان فضایی نیز باور دارند این شعله متوسط خورشیدی نمی تواند برای سیستم های الکترونیکی و ماهواره ای زمین خطری جدی به شمار بیاید.

این فوران خورشیدی که به فوران CME نیز شهرت دارد می تواند در بخش شمالی زمین شفق های شمالی را در آسمان به تصویر بکشد. ساکنان اروپا و آمریکای شمالی شاید بتوانند در نهم ژوئن 2011 گنبدی سبز رنگ و یا نواری درخشان در نزدیکی افق آسمان شمالی ببینند.

فوران خورشیدی روز سه شنبه شعله ای از گروه M-2 که به شعله های متوسط اختصاص دارد بوده است. در واقع سه نوع شعله خورشیدی وجود دارند، گروه C که ضعیفترین هستند، گروه M که قدرت بیشتری دارند و گروه X که شدید ترین شعله های خورشیدی در آن دسته بندی می شوند.

فوران های CME یا فوران تاجی فوران ذرات بارداری هستند که گاه به همراه یک شعله بزرگ به فضا پرتاب می شوند. زمانی که این شعله ها زمین را هدف می گیرند، این ذرات به سوی قطب های زمین جاری می شوند و در این بخش های زمین شفق های قطبی خلق می کنند.

توفان های بسیار شدید می توانند برای ماهواره ها و فضاپیماهای مدارگرد در فضا و شبکه برق و سازه های زمینی خطرات جدی را به وجود بیاورند. از این روی، در حال حاضر چندین فضاپیما از قبیل فضاپیمای SDO ناسا وقوع شعله ها و توفان های خورشیدی را از نزدیک تحت نظر گرفته اند و در واقع به عنوان سیستم هشدار زودهنگام عمل می کنند.
+ تاريخ Thu 23 Jun 2011ساعت 12:56 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

PhotoTools نام پلاگینی کاربردی و قدرتمند در زمینه روتوش دیجیتالی در نرم افزارهای Photoshop و Lightroom می باشد که در آن بالغ بر 300 افکت کاربردی برای بازسازی عکس ها و ایجاد جلوه بروی عکس موجود است .

در نسخه جدید PhotoTools 2.6 Professional Edition شما می توانید به راحتی هر چه تمام تر جلوه های ویژه و نورپردازی و افکتهای مورد نظر را برروی عکس اعمال نمایید.

یکی دیگر از قابلیت های کلیدی اضافه شده به نرم افزار امکان نمایش تمام صفحه بعد از اعمال افکت می باشد که شما توسط آن می توانید کوچکترین تغییرات را مشاهده کنید .

این نرم افزار محصولی ازکمپانی OnOne Software می باشد .


در این نرم افزار جعبه ابزاری فوق العاده کاربردی برای تنظیم HDR تعبیه شده است که شما میhttp://p30world.com/p30images/2/1390/30.3/phototol-hdr.jpg توانید افکت هایی به منظور افزایش کیفیت عکس و جلوه های نمایشی از آن استفاده نمایید.

علاوه بر این نوع افکت ها ، افکت های همچون اضافه کردن جلوه باران به عکس و تغییر رنگ پس زمینه عکس و حتی اضافه کردن جلوه انعکاس نور در این نرم افزار فراهم شده است .

 

برخی از ویژگی های کلیدی :

- بیش از 300 افکت حرفه ای برای نرم افزار Photoshop

- امکان اضافه کردن جلوه های ترکببی ، میکس شده و ....

- افزایش پرتره مناظر

- استفاده آسان و سریع

- کنترل کامل بر نرم افزار

و...


ادامه مطلب
+ تاريخ Tue 21 Jun 2011ساعت 8:21 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...

مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آن جا می گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می گفت:

هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد !!!

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا این که زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد  و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟

یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که می کنم ؟ .....

بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .

مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.

آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباس هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت:

مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی این جا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : این تنها چیزی است که من هر روز می خورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری .

وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهر آلود را می خورد .

به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:

هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به خود ما باز می گردد.
+ تاريخ Tue 21 Jun 2011ساعت 2:35 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها  . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .

روز پدر مبارک اولاْ    

ــ------ـ-----ــ-----ـــ-----ـــ----ـــ----ـــ----ــ----ـــ 

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!
بال های خویش را دست توسل کرده بود

ولادت امــــــام علــی(ع) مبارکـــــــــــــــ

 ---ـــ---ــــ----ـــ----ـــ----ــــ----ـــ---ـــ---ــــ----ــــ----ـــ--ـ-ـ-----ـ

باز امشب عرشیان کف می زنند آل احمد پنجه بر دف می زنند

جبرئیل آمد به آواز جلی می سراید لا فتی الا علی

 

راسی

روز مرد رو ب  امیرمحمد(پسر خانوم رضایی) تبریک میگم

+ تاريخ Thu 16 Jun 2011ساعت 2:53 PM نويسنده Բîž!к Dдиди

به گزارش مهر، دانشمندان موسسه تکنولوژی کالیفرنیا به سرپرستی «رابرت کوئیمبای» یک نوع کاملا متفاوت از ابرنواخترهایی که تاکنون شناخته شده اند را کشف کردند.


 

ابرنواخترها از ستارگان مرده و یا در اثر برخورد میان دو ستاره به وجود می آیند. انفجار این ابرنواخترها تاکنون رصد نشده بودند چون در جهان، آنچنان حجم بالایی از نور را منتشر می کنند که شدت آن تقریباً برابر با نور سراسر کهکشانی است که میزبان آنها است

 


ادامه مطلب
+ تاريخ Tue 14 Jun 2011ساعت 6:14 PM نويسنده Բîž!к Dдиди |

پسر خوبی بود.ماه بود.گل بود.تپل بود.شب بود .کسی آن اطراف نبود.اسمش پطروس بود.هلندی بود.وقتی انگشتش را فرو کرد در سوراخ سد تازه معلوم شد فداکار بود.

کتاب کلاس چهارم بود.ما بودیم و پطروس بود و قهرمانی که با خاطرش بزرگ شدیم.ماجرای خاطرخواهی بود.نوستالژی بود.قهرمان ما بود.تازه آن صفحه کتاب عکس پطروس را هم نداشت.هرکداممان یک جوری تصویرش کردیم...که خسته بود.رنگ پریده بود.انگشتش کرخ شده بود...یک کمی پایین تر کلمات و ترکیب های تازه بود.کرخت یعنی سست،بیحس...بیحس آن روزها هنوز سرهم بود.

گذشت تا من اینجا پطروس را دیدم...

 

مجسمه اش در هلند بود.همین جوری داشت جلوی سوراخ سد را می گرفت.دیدم اصلا اسمش پطروس نبود.هانس بود.هانس یک شخصیت تخیلی بود یک نویسنده امریکایی به نام مری میپ داچ نوشته بود.مری خودش هم هیچ وقت به هلند سفر نکرده بود.بعدها هلند از این قهرمان خیالی یک مجسمه ساخته بود.رفتم تازه سراغ یک پروفسور ادبیات هلند.پروفسور اد هانسن که از قضا رایزن فرهنگی هلندی ها هم بود.خبر نداشت ما نسل در نسل با خاطره و خیال پطروس بزرگ شدیم.خبر نداشت ما ناراحت می شویم اگر بفهمیم پطروسی در کار نبود.تخیلی بود.اسمش هم تازه این نبود.

**********                                                                       

حالا سرزمین من پر از قهرمان بود.قهرمان زیر خروار ها خاک قهوه ای خفته بود.صبح بود وپطروس ...که اینقدر دوستش داشتم یک گوشه بیهوش افتاده بود.

 

منبع:متن فوق العاده ی کامران نجف زاده..

+ تاريخ Mon 13 Jun 2011ساعت 11:12 AM نويسنده Բîž!к Dдиди |